مرجع ایرانشناسی، ایرانگردی و راهنمای سفر به نقاط دیدنی ایران

مهر و میترا در اساطیر ایران

ايزد مهر ، ( در اوستا -miงra ، سنسكريت -mitra ، فارسي ميانه -mihr و سغدي -miši ) يكي از خدايان بزرگ اقوام هند و اروپايي است. گواه اين امر وجود كتيبه ها و الواح گليني است متعلق به حدود ١٤٠٠ ق.م كه در سال ۱۹۰۷ در كاپادوكيه ي آسياي صغير در بغاز كوي ( تركيه ي امروز ) يافته شده است . در اين الواح كه به خط ميخي است و عهد نامه ايست ميان دو دولت هيتي و ميتاني ( قومي مستقر در جنوب دولت هيتي ١٩٨٠- ١٥٠٠ ق.م ) از دو ايزد بزرگ هند و ايراني يعني ” ميتره _ ورونه ” ياري خواسته شده است. . اگر چه ايزد مهر يادگاري از دوره هاي بسيار پيشين است اما نه در انجمن ايزدان گاهاني زرتشت جايي دارد و نه در كتيبه هاي متقدم هخامنشيان و تنها در اوستاي نو و كتيبه هاي متاخر هخامنشيان ( از دوران اردشير دوم ٤٠٤ تا ٣٥٩ ق.م ) از اين ايزد نام برده مي شود . در اوستا ي نو دو ايزد مهر و خورشيد هر كدام يشت (سرود ستايش ) جداگانه اي دارند . يشت ششم از آن خورشيد و يشت دهم متعلق به ايزد مهر است .
بنا بر اوستاي نو مهر نخستين ايزدي است كه پيش از خورشيد بر مي خيزد :
” مهر ، نخستين ايزد مينوي كه پيش از خورشيد فناناپذير تيز اسب در بالاي كوه هرا بر مي آيد . ” ( يشت ١٣/١٠)
و پس از فرو رفتن خورشيد به پهناي زمين در مي آيد :
” مهر، كه پس از فرو رفتن خورشيد به پهناي زمين بدر آيد . ” ( يشت٩٥ /١٠ )
مهرپيش از خورشيد بر مي آيد، در روز پيش خورشيد مي رود و پس از فرو رفتن خورشيد به شب سالار ي برمي خيزد تا آفريدگان هرمزد را از ديوان و پيمان شكنان بگيرد :
” مهر در روز پيش خورشيد رود ، چون خورشيد به روزن اندر رود ، مهر بازگردد و به شب سالاري آفريدگان هرمزد را از ديوان ، دروجان و مهر دروجان ( = پيمان شكنان ) گيرد.( روايت پهلوي – فصل١٥/ ٦٥)

مطالب مرتبط

نام روزهای هفته

ایزد مهر

اردشیر شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها شاه در این زمین پسر داریوش شاه گوید: داریوش پسر اردشیر شاه. اردشیر پسر خشیار شا شاه. خشیارشا پسر داریوش شاه هخامنشی. این کاخ را به خواست اهورامزدا آناهیتا و میترا بنا کردم. اهورامزدا آناهیتا و میترا مرا از هر بدی بپاید و این را که بنا کرده ام خراب نکنند، و از آسیب نگاه دارند.

مهر بنا بر مهر يشت اوستا 

مهر در اوستا ايزدي است با گردونه اي چهار اسبه كه آسمان را مي پيمايد.( يشت٦٨/٦٧ /١٠) داراي هزار چشم و ده هزار گوش است ( يشت٧/١٠) پس هيچ چيز بر او پوشيده نيست . مهر با صفت ” دارنده ي چراگاه هاي فراخ ” ستايش مي شود.( يشت١/١٠) پس بركت بخشي از آن اوست. مهر ايزد عهد و پيمان است و با مهر دروجان (= پيمان شكنان ) مي ستيزد ( يشت ١٠⁄١٠٤) از همين روي ” ايزد جنگ ” نيز هست.

بدين ترتيب ايزد مهر در اوستا داراي سه وظيفه است :
١- فرمانروايي:
مهر از ” كلام راستين ” آگاه است ( يشت ۴۹/ ١٠) . پيكرش كلام ايزدي است و درك كلام مقدس مي بخشد (يشت ۲۵/١٠) . شهرياري داناست ( يشت۳۵/١٠) كه فره و شهرياري مي بخشد ( يشت ۶۵/١٠) .
۲- رزم آوري :
مهر نيرومند ترين در ميان آفريدگان است (يشت ۶/١٠) . قوي ترين ، دلير ترين ، چالاك ترين و پيروزمندترين ايزدي است كه بر روي زمين جلوه مي كند( يشت ۱۳۵/١٠) . پاسبان جهانيان ( يشت ۴۵/١٠) و ياري رساننده ي جنگجويان است( يشت ۷/١٠) جنگجويي دلير و شهرياري توانا و داناست ( يشت ۳۵/١٠) . او داراي خنجر و گرز و تبرزين است ( يشت ۱۳٠/۱۳١/١٠) سپري سيمين و زره اي زرين دارد ( يشت ۱۱۲/١٠). او دشمن پيمان شكنان يا مهر دروجان است.( يشت ۲۶/١٠)
٣- بركت بخشي :
مهر ” دارنده ي دشت هاي فراخ ” است ( يشت ۸۷/١٠) . بخشنده ي ثروت و خانمان و آرامش است . ( يشت ۴/١٠) . بخشنده ي گله و رمه ( ۲۸/١٠) و دهنده ي پسران زورمند است ( يشت٦٥/ ١٠)

مهر و میترا

تاثیر آیین مهر در ایران

مقارن استقرار آيين زرتشت در اواخر دورة هخامنشيان، مهر پرستي (Mithraism) در ايران رونق گرفت و از اين سرزمين به آسياي صغير گسترش يافت. پرستش مهر در ايران و هند، ريشه اي بسيار قديمي و سابقه اي طولاني دارد. در هند باستان ميترا به عنوان خداي پيمان و روشني ستايش مي شد و نام او غالباً همراه با ايزد ديگري به نام وارونا ذكر مي شود در كهن ترين اسناد مكتوب ايران باستان، اشارات متعددي مبني بر نيايش مهر وجود دارد. از جمله در كتيبه هاي شاهان هخامنشي، پشت دهم از اوستاي متأخر و … .در اوستا، مهر، ايزد راستي، دليري، فروغ، روشنايي و عهد و پيمان است. بينايي، دليري و فريفته نشدن از صفات بارز و محنق مهر است. جايگاه مهر به پهناي كرة زمين است.
در دوره ساسانيان نيز اين ايزد، اهميت و جايگاه خاصّي در اعتقادات ايرانيان داشت.از ويژگي هاي ايزد مهر، نظارت بر عهد و پيمان، پاييدن نظم و راستي، تاختن و شكست ديوان و فريبكاران، و داوري روان ها بعد از مرگ. امروزه واژة مهر داراي معاني مختلفي است از جمله: خورشيد، عهد و پيمان، دلبستگي و محبّت. همچنين هفتمين ماه سال شمسي مهر است. نيز شانزدهمين روز هر ماه در ايران باستان را مهر مي گفتند و از اين رو روز مهر از ماه مهر، را مهرگان مينامند.اين آيين آداب و مراسم مخصوصي براي قرباني كردن گاو و نسل تهميد داشته و پيروان آن يك ديگر را اخوان يا برادران و رهبران خود را پدر و بزرگترين آنان را پدر پدران مي ناميده اند.مهر پرستان اعتقاد داشتند كه خداي مهر يك بار به صورت انساني در يك نماز ظهور كرد و شباناني كه در آن مكان به چرانيدن گوسفند مشغول بودند، به وي ايمان آوردند. آن گاه خداي مهر، گاونري را كشت و خون او را بر روي زمين افشاند. هر جا كه قطره اي از خون او افتاد، سر سبز و بارور شد. وي پس از چند سال به آسمان رفت و روان او پيوسته براي كمك به بندگان خود در زمين آماده است.در اعتقادات مزديسنايي مهر ايزد راستي، دليري و سلحشوري، فروغ و روشني، مراقب گاو و چهار پايان و چراگاه هاي فراخ، نگاهبان عهد و پيمان و مجازات كنندة دروغ گويان و پيمان شكنان است. در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می‌گیرد, ریشه‌های آسمانی باور به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام اندیشه متفاوتی را پدید می‌‌آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف و…. بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید که نماد میترا است) یا از آیین‌های آن (سروده‌های حافظ گزارش انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته‌ای از وازه‌های کنایی) سخن می‌گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است. برای نمونه در این سروده علامه طباطبایی : “پرستش به مستیست در کیش مهر….” از نوشیدن می‌‌هوم هنگام پرستش در آیین مهر پرستی سخن به میان است. پله‌های چیستا (عرفان) نیز بازتابی از پله‌هایی است که رهرو میترایی برای رسیدن به پلهٔ شیر مردی و سر انجام “پیر” شدن, باید بپیماید.
باور ميترايی يا خورشيد نيايش را حتی در اشعار مولانا جلال الدين که مذهب اشعری گاهی چون دماغهٔ در بحر کلامش بستر می گستراند، ميتوان دريافت جاييکه می گويد:
نه شـــــــبم نه شب پرستم که حديث خواب گويم چوغــلا م آفــتــابـم هـمــه ز آفــتـاب گويــم
کمتر شاعر و روشنفکر زمانه‌ها را تاريخ ادب سرزمين ما بياد دارد که در ستايش و نيايش خورشيد گلدسته‌های کلام نياراسته باشد.
به هر حال تاثیراتی که این آیین بر فرهنگ و دیگر ادیان واقع در ایران گذاشته غیر قابل انکار است .برخی از این تاثیرات همچنان باقی مانده است همانند زورخانه ها ،سقاخانه ها ،شب یلدا و بسیاری دیگر از سنن و اماکنی که در اطراف ماست و برگرفته از این آیین است.

 

ایزد مهر

گردونه مهر

در آیین مهر این نشان را گردونه مهر می نامند که آمیزش چهار عنصر اصلی آّب ، باد ، خاک ، آتش را می رساند.

گردونه مهر یا گردونه خورشید که به چلیپای شکسته نیز مشهور است ، نماد و نشانواره بسیار کهنسالی ست که آن را به قوم آریا و سرزمین ایران نسبت می دهند ، هرچند که یافته های باستان شناسی در زمینه ی پیشینه ی گردونه ی مهر بسیار اندک و تفسیر پیرامون آن بسیار دشوار است ، اما از همین یافته های نادر باستان شناسی می توان چنین برداشت کرد که گردونه ی مهر نمادی مختص ایرانیان باستان بوده و به احتمال قریب به یقین ، این نشانواره از نمادهای آیین مهری یا میتراییسم بوده است. آیینی که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج داشته و پس از تولد دین زرتشت نیز همچنان موقعیت خود را حفظ نمود و در دین زرتشتی نیز نفوذ یافت و بعدها ( حدوداً در سده یکم پیش از میلاد ) به غرب آسیای صغیر گسترش یافت . خصوصاً ورود آیین مهر به روم و اروپا کاملاً محسوس است ، چنانکه دستاوردهای باستان شناسی در این زمینه این امر را تأکید می کنند .

گردونه مهر

گردونه مهر

آیین مهر و شب یلدا

ایرانیان شب چله یا یلدا را شب تولد ایزد مهر (میترا) و خدای روشنایی می‌دانند . در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیروکمان در دست . برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم میدانند. میترا به هنگام تولد کره ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته است.

مطالب پیشنهادی

نام روزهای هفته

مردم ایران شب چله را مبارک دانسته و آن در آن شب جشن برپا می‌کنند. .ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند. و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

مهر و میترا

تاثیر مناسك مهري درآيين زورخانه اي

بسیاری بر این باورند که زورخانه ها برگرفته از آیین مهری است اما در آثار فارسي ، بخصوص در فتوت نامه سلطاني ، آئين كشتي گرفتن و پهلواني به پيامبران و شخصيت هاي اسطوره اي توراتي منسوب شده است و يعقوب و آدم ابوالبشر به عنوان كساني كه اين آئين و فن از ايشان سرچشمه گرفته است ياد شده اند ، اما يك نكته در ميان اين دو هماهنگي وجود دارد و آن منسوب كردن آئيني است كهن به اشخاصي كهن در زماني كهن ، اين با همان نتايجي كه مردم شناسي بدان رسيده است موافقت كامل دارد، زيرا بنا بر پژوهشهاي مردم شناسان ، آنچه به سنت به مردمان اعصار جديدتر رسيده است ، همه به اعصاري بسيار كهن مربوط است و انسان مومن به سنت گمان مي كرده است كه آنچه را بخردانه انجام داده ، قبلاً و در آغاز ، توسط خدايان و پيشوايان انجام يافته بوده است. هر چند نسبت دادن آئين پهلواني ايراني به يعقوب و آدم ابوالبشر كه شخصيتهائي سامي – يهودي اند غير منطقي است ولي شگفت آور نيست. اين از خصوصيات آئين ها و اسطوره ها است كه براي دوام وبقاي خود در هر دوره فكري و اجتماعي تازه، مي كوشند رنگ محيط تازه را بپذيرند و خودا با تحولات زمان هماهنگ كنند. توجهي به آثار تاريخي فارسي و عربي قرون نخستين اسلامي اين حالت را در آئين ها اساطيري اثبات مي كند. در اين آثار بسياري از شخصيت هاي آسماني و زميني زردشتي رنگ و نام اسلامي گرفته اند. مثلاً كيومرث برابر حضرت آدم يا فرزندان او شده است و بعضي از آثار تاريخي ايران باستان نام قبرمادر سليمان يا تخت او را گرفته است . پس شگفت نيست كه ورزش باستاني در دوره اسلامي با اسطوره ها و شخصيت هاي نيم اسطوره اي –نيمه تاريخي يهود و اسلام مربوط شده است. چنانچه بنيان پاره اي از آئين ها و اعتقادات شيعيان ايران را مي توان در آئين ها و اعتقادات مردم باستاني ايران يافت.
مناسك مهري اغلب در غارها انجام مي شد اما در شهرها كه غاري وجود نداشت اين معابد را در زيرزمين برپا مي كردند. به عبارتي معابد مي بايست در گودي قرار مي گرفتند. در اين معابد هيچ روزنه و نوري وجود نداشت و اغلب توسط پلكاني طولاني به سطح زمين مي رسيد. گاه اين پلكان به اتاقي مي رسيد كه مهرپرستان نخست خود را در آنجا آماده مراسم مي كردند و سپس وارد جايگاه اصلي معبد مي شدند. كنار در ورودي ظرفي پايه دار براي آب تبرك شده قرار داشت.در طرف مقابل در پاي تصوير مهر دو آتشدان بود. درون معبد در دو رديف سكو وجود داشت كه تماشاچيان بر نيمكت هايي كه كنار آنها بود مي نشستند. در ميان دو رديف سكو گودي بود كه مراسم اصلي در آنجا صورت مي گرفت. بر ديوارهاي معابد مهري تصوير هاي بسياري نقش شده بود.
زورخانه هاي ما شباهت بسيار با اين معابد مهري دارند. زورخانه ها هميشه با پلكاني طولاني از زيرزمين به سطح خيابان مي رسند و معمولا اين زورخانه ها نوري اندك دارند. در داخل زورخانه، بر خلاف معابد مهري دو سكوي كناري و يك صحنه ي مستطيل گودين ميانين وجود ندارد و گود چند ضلعي يا مربع زورخانه از همه سو با سكو احاطه شده است، ولي درست مانند معابد مهري در كنار سكو در پاي ديوار نيمكت ها قرار دارند كه تماشاگران بر آن ها مي نشينند و به مراسم نگاه مي كنند.
در كنار در ورودي زورخانه، مانند معابد مهري آبداني وجود دارد كه البته امروزه مورد استعمال خود را از دست داده است. به جاي آتشدان ها كه در معابد مهري در انتهاي صحنه و دو سوي تصوير مهر قرار دارد، در زورخانه ، در جلوي ” سردم” اجاقي است كه امروزه از آن براي گرم كردن ضرب و تهيه ي نوشيدني گرم استفاده ميشود.
به همان گونه كه بر ديوارهاي معابد مهري نقش هايي مقدس بود در زورخانه ها نيز تصاوير و نقش هايي از رستم و پهلوانان وجود دارد.اما برخلاف آیین مهری نقش کشتن گاو بر روی دیوار وجود ندارد که این امر ممکن است به دلیل تاثیر اسلام بر فرهنگ ایرانی باشد ،البته این امر هم دور از ذهن نیست به دلیل تاثیری باشد که آیین زرتشتی بر این آیین داشته باشدچون در دین زرتشتی کشتن حیوانات و قربانی کردن آنها کاری ناپسند و اهریمنی است.
كسی كه مي خواست به حلقه ي مهريان بپيوندد ” نوچه” نام داشت. اين نوچه مي بايست كه به سن بلوغ رسيده باشد “در زورخانه نيز مانند آيين مهر، تنها كساني كه به سن بلوغ رسيده اند حق تشرف دارند. در سنت پهلواني ايران، مردي مي تواند به سلك پهلوانان درآيد كه شانه بر صورت وي بايستد، يعني تازه وارد بايد بر چهره ي خود ريش داشته باشد.”

ایزد مهر و میترا
در آيين مهر نوچه اي كه مي خواست به حلقه ي مهريان بپيوندد طي مراسمي كه ” غسل تعميد” نام داشت وارد انجمن مي شد. در اين هنگام اسرار و مراسم توسط دو عضو والامقام منصب جماعت مهري يعني ” مرشد(= پير) و منادي” به وي آموخته مي شد . سپس نوچه قسم مي خورد تا اسرار را از نا آشنايان و خصوصا زنان مخفي نگاه دارد.بدين ترتيب او لقب ” برادر” مي گرفت و نيز عنوان ” فرزندي مرشد” را مي گرفت. در اين مرحله دستها و پيشاني او خالكوبي مي شد تا هويتش مشخص شود. سپس وارد مراحل ديگري مي شد:
پنجاه روز در گرسنگي ماندن
بيست روز در يخ و برف ماندن
چندين روز شنا كردن
گذشتن از آتش
در انزواي مطلق زندگي كردن
با موفقيت گذراندن اين مراحل نوچه مي توانست به مناصب هفت گانه ي مهري برسد كه عبارت بودند از :

۱- مرحله ي كلاغ( نمادهوا، كلاغ پيام آور مهر است )
اولین مرحله از مراتب مهرپرستی است. پیام آور از جهان بالا میباشد. . در هنگام مراسم شخص نقاب کلاغ بر چهره میزده یا تقلید کلاغ میکرده است. علامت مخصوص او چوبی است که دو مار به دور آن چنبره زده اند.عنصر هوا عنصر مخصوص کلاغ بوده است.

۲- مرحله ي نامزد یا پوشیده (نماد آب، چون زنان حق ورود ندارند پس آنان به ازدواج كيش مهر در مي آيند)
پس از انجام یک سری کارهای دشوار کلاغ میتوانست به مقام نامزدی برسد. یکی از کارهای سختی که باید انجام میشد تا شخص به درجه نامزدی برسد خاموش ماندن بود. علامت مخصوص او مشعل و چراغ میباشد . عنصر آب عنصر مخصوص نامزد بوده است.

۳- مرحله ي سرباز(نماد خاك، يعني نوچه وارد خيل سپاهيان مي شود)
از این مرحله عضویت در جمع مهرپرستان رسمی میشود . گویا اکثر مهر پرستان تا این درجه بالا می آمدند. در انتهای مراسم به شخصی که میخواست جنگی شود تاجی که در انتهای شمشیری آویخته شده بود پیشکش میکردند. او این تاج را نمیپذیرفت و میگفت که مهر تاج سر من است. گویا داغ مهر را در همین مرحله بر چهره مهر پرست میزده اند. علامت مخصوص او توبره و نیزه و کلاهخود است. عنصر خاک عنصرمخصوص سرباز بوده است.

۴- مرحله ي شير(نماد آتش، همچون شير نگهبان شعله آتش اند)
بالا رفتن از پله شیر بسیار دشوار بوده است. شیر باید نیرومند ترین همردیفانش می بود. در این مرحله قدرت شخص را آزمایش میکردند. بر دست و زبان شخص عسل میریختند. که به معنی پاکیزگی دست و زبان بوده است. علامت مخصوص او بیلچه است که برای به هم زدن آتش به کار میرفته. عنصر آتش عنصر مخصوص شیر بوده است. بر روی قبر شیرمردان یک شیر سنگی گذاشته می شد.

۵- مرحله ي پارسي
شیر مردی که به سنین بالا میرسد به درجه پارسی دست میابد. درجه های قبلی زمینی و مادی هستند ولی درجه پارسی یک درجه بیشتر روحانی است. و معنی آن وارستگی است. واژه پارسا به همین معنی میباشد. علامت مخصوص او داس است. پارسی نماد ماه است.

۶- مرحله ي پيك خورشيد( نوچه چون مهر تازيانه و مشعل و خنجر در دست دارد)
علامت مخصوص او تازیانه و هاله و مشعل است. مهر پویا نماد خورشید است.

۷- مرحله ي پير
بالاترين منصب و نماينده ي مهر بر زمين است

«در آيين زورخانه اي نوچه ها، پيش خيزها، نوخاسته ها و ساخته ها همان مقامي را دارند كه در آيين مهر تازه واردان داشته اند. در زورخانه نيز مانند آيين مهر زنان را راه نيست. در زورخانه نيز مانند آيين مهر مقام اجتماعي و ثروت جايي و ارزشي ندارد.پهلوانان يكديگر را برادر يا هم مسلك مي خوانند و اين همان است كه در ميان مهرپرستان نيز متداول بوده است. در زورخانه همواره و در هر كار حق تقدم با پيشكسوتان است و اين سنت نيز دقيقا در آيين مهر ديده مي شود.” مراتبي كه در زورخانه ها وجود دارد ، مانند كهنه سوار، مرشد، پيش كسوت، صاحب زنگ، صاحب تاج، نوچه و جز آن، ما را به ياد مراتب هفت گانه ي پيروان مهر مي اندازد و چه بسا اين هر دو نيز از يك اصل و منشا بوده باشند.»
«موضوع اصلي در كار زورخانه كشتي گرفتن است و چون پهلواني فرو افتد،آداب دست دادن را دو پهلوان به جاي مي آورندو با دست هاي چپ بازوهاي راست يكديگر را مي گيرند و آنان همانند مهر و خورشيد با هم پيمان دوستي بستند، دو كشتي گير نيز هرگز با يكديگر دشمني نمي ورزند .»
ايزد مهر به هنگام زايش برهنه است. «پهلوان در گود، مانند مهر جامه اي بر تن ندارد و تنها برتن خود لنگي دارد . برهنگي از مراسم حتمي گود است.»
وجود قمه، دشنه يا چاقو در ميان ورزشكاران زورخانه اي ما با دشنه اي كه مهر به هنگام زادن با خود داشت و سلاح اصلي او بودهمانندي دقيق دارد. پهلوانان ما نيز جز با قمه و دشنه به نبرد با دشمنان نمي پرداخته اند.
در آداب پهلواني آمده است كه پهلوان دلير، طاهر، سحرخيز و پاك نظر باشد و علاوه بر اداي فرايض و سنن، شب زنده دار و داراي حسن اخلاق باشد.در برابر در مهر يشت اوستا آمده است كه مهر دشمن دروغ است و از كلام راستين آگاه است. مهر نخستين ايزدي است كه پيش از خورشيد در بالاي كوه هرا( البرز) برآيد در اين ارتباط جالب توجه است كه بدانيم تا زمان پهلوان اكبر خراساني در دوره ي ناصرالدين شاه، به جاي آن كه بمانند اين زمان به شامگاه به زورخانه روند، سحرگاهان به آن جا مي رفتند و به ورزش مي پرداختند و پيش از نماز صبح از آن جا بيرون مي آمدند. اين ما را به ياد ايزد مهر مي اندازد كه نخستين ايزدي است كه پيش از طلوع خورشید در میاید.

مهر و میترا

سقاخانه ها

سقاخانه‌ها و حوضچه‌هائى که در مدخل مساجد و تکیه‌ها برپا مى‌کردند همه از یادگارهاى کیش میترا است، زیرا که در مهریشت به‌روشنى از غسل و شستشو در آئین میترا یاد شده است. در نقش‌ها و تابلوهائى که یافت شده، مرشد مهری، یا مغان میترا، در حال تعمید مؤمنان مشاهده مى‌شود
به هر حال آنچه که به نظر میرسد این است که آیین مهرپرستی تاثیر به سزایی در برپا کردن سقاخانه داشته است.

You might also like
1 Comment
  1. […] آیین #مهر سگ یار وفادار #میترا ست و با او به شکار می‌رود. در […]

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید

Your email address will not be published.